امروز......

امروز از امروز خواستم بگویم

وصفش کنم

و علت این همه وصف تلخ را تحلیل کنم

اما ترجیح می دهم در خودم بماند

در دلم

آری!

در همان صندوقچه کهنه قدیمی که قفلش از محکم ترین قفلهاست

صندوقچه ای که بعداز ذره ذره شدن قلبم دیگر از فاش نشدنش راحت می شوم

صندوقچه دل که تو از تمام آن مطلعی

بگذار بسوزاندم

آتش درون صندوق

سوختنی که خودم خواستمش

خودم با آغوش باز به استقبالش رفتم

مدتی است که آتشش سرد شده

اما امروز دوباره عشق تو به آن دم زد

با یک جمله

یک جمله که وقتی به آن ایمان بیاوری

و با بغض کلماتش رو هجی کنی اثر می گذارد

خدا! هیچ کس جز تو نمی تونه نجاتم بده

نجاتم بده... .

/ 1 نظر / 15 بازدید
امیر ابراهیمیان

سلام بر شما.با تلخ و شیرین جبهه(قسمت اول)بروزم .وقت داشتید یه سر به ما بزنید.