بغل تو

 

امروز

روز عجیبی بود

خیلی عجیب

حرفهایی در سرم بود

از مصطفی

از شهر

از مردم

از خیابانها

از جایی که مرا فرستادی

از چیزهایی که نشانم دادی

از چیزهایی که دیدم

از حرفهایی که شنیدم

از حرفهایی که در ذهنم آمدند

از ...

از خیلی چیزهایی که تو خودت بهتر آنها را می دانی

می خواستم از حیایی که در نگاه یک پسر دیدم بگویم

از حیایی که در نگاه بچه مذهبی ها گم شده

واقعا مرا تحت تاثیر قرار داد

قدم زدن در خیابانهای شهر واقعا جذاب است

خیلی ها مسخره می کنند

خیلی ها می خندند

خیلی ها تیکه می اندازند

اما افراد کمی هم هستند که به احترام تو سرشان را پایین می اندازند

و من واقعا عاشق آنها هستم

آنها از روی حیا این کار را می کنند

نه از روی ریا!

نه بخاطر... .

بگذریم... .

موضوع دیگری که مرا به سخن وا می داشت،

بحث تجاوز بود.

دوستی که در خارج از کشور زندگی می کرد،

به من گفت شما نمی دونی اینجا چه خبره

اینجا در خیابان و مترو تجاوز رخ می دهد

کاش می توانستم به او بگویم

درد زمانی سنگینتر می شود

که با نگاه به تو تجاوز شود

و تو مدرکی برای اثبات نداشته باشی

در خیابان که راه می روم

حتی دوست ندارم دستم را از چادرم بیرون بیاورم

احساس می کنم همین حرکت هم می تواند عامل تجاوز ذهنی به من شود

چادرم را تا حدی که مانع دیدم نشود جلو می آورم

تا هرچه بیشتر از تجاوز در امان بمانم

امروز تنها چیزی که به ذهنم می آمد

تا برای توصیف وضعیت اسف بار شهر بگویم

«اوف» بود

اوف!

می خواستم از مسئولیت دانشجو بودن هم بگویم

استادی می گفت در دانشگاه ها شب نامه هایی برای ایجاد شبهه پخش شده

می خواستم بگویم

دستشون درد نکنه

اول تو کله بچه فرو می کنند که احمق نشو

توی زندگی هیچ چیزی مهم تر از درس نیست

درستو بخون

اصلا تو رو به دین و خدا و امام چه مربوط

بعد که خوب بهش فهموند

که درس هدف زندگی ولا غیر

وقتی که بچه، از شیعه بودن جز یه اسم توی شناسنامه چیزی براش باقی نمیمونه

حالا میشه زیر آب شیعه رو خوب استاد کرد

همچین فک شیعه رو میاره پایین که بیا و ببین

شبهه های سرتا پا تناقض و نقص به بچه شیعه می خورنه

که خودش هم باورش نمیشه

اما اینقدر این بچه احمق بار اومده

که قبول میکنه

البته جسارت به ساحت مقدس دانشگاهیان بزرگ نباشه

احمق از نظر زمینه های فکری و اعتقادی عرض کردم

ماشاالله در زمینه های دیگر همه آقای ما هم هستن

خلاصه که زهره خانم

خاک بر سرت کنن با این کار کردنت

بری بمیری بهتره

بازم بگو امتحان دارم وقت ندارم

همچین بچه هاتو از دستت می برن

همچین شست و شو می دن مغزشونو

که واقعا به نخبه بودنشون شک می کنی

واقعا تلخه بین نخبه هایی که احمق بار اومدن زندگی کنی

و بخوایی راضیشون کنی که آقا!

اگه تو درسو خوب می فهمی

یه جاهایی یه مطالبی هست که ما خوب می فهمیم

به ما مرا جعه کن

آخه چرا ... ؟

چی بگم بخدا!

که دیگه مستاصل موندم با این جماعت

پر مدعای همه چی بدون چی کار کنم

شما راهی دارید بگید... .

الان وسط رینگ بکسم

از هر طرف داره می زنه

آخه لا مصب فرصت بده نفسم بالا بیاد

بعد بدی رو بزن

منگم

هرکی بهم میرسه میزنه

خدا به تو پناه میارم

بازم مثل همیشه

وقتی اینجوری میشم

 می پرم تو بغلت

بقیه ش به خودم مربوطه

خدایا! منو دریاب... .

/ 4 نظر / 4 بازدید
م.

بسم الله الرحمن الرحیم سلام عزیز چمران به تو افتخار می کنه تنها چیزیه که می تونم بگم . گفت : ازکجا میدونی این شهدا خالصانه رفتنو شهید شدن شاید جوگیر شده باشن گفتم: از اونجا که تووصیت نامه شون نوشتن:« خواهرم چادر سیاه تو از خون سرخ من کوبنده تراست ». با تمام وجودم ازت التماس دعا دارم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها وسرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک .

شایان

خواهش می کنم.منظورم این جمله بود:{خاک بر سرت کنن با این کار کردنت بری بمیری بهتره} البته ببخشیدا,نظرمو گفتم.چون آدم با دیدن این همه نادانی دور و ور خودش,بازم نباید به خودش این حرفو بزنه.

شایان

بنده کوچک تر از اونم که بخوام شما رو راهنمایی کنم, اما به نظر من اگر کسی راه اشتباه رو داره میره و ما میتونیم کمکش کنیم,دو حالت داره:اگر آدم منطقی و مشتاقی بود, ما وظیفه داریم که کمکش کنیم.اما اگر خودش دوست داره تو حماقتش بمونه تنها کاری که میشه برای این افراد کرد اینه که سکوت کنیم,حتی اگر عزیزترین کسانمون باشن چون خودشون همه درا رو بستن,به نظر من این افراد{آدمای بی منطق} که متاسفانه تو جامعه ما زیاد هم هستن,حتی ارزش فکر کردن هم ندارن چه برسه به این که واسشون حرص هم بخوریم.نمونش 25 سال سکوت امیرالمومنین حضرت علی(ع),ماها هم باید سکوت کنیم در مقابل این افراد!!!ببخشید اگه طولانی شد.