شور و شعور

مانده بودم چه بگویم

حرفهایم بدتر از سابق

تکه پاره

خسته از منجلاب دنیا

همه اش ناله،ناله،اخمهای درهم گره خرده، چهره ای عبوسو بی مزه

چند وقتیه که میخوام بیام بنویسم

بنویسم از  دنیا

بنویسم از غم

از مصطفی

از گذشته از حال از آینده

از سردرگمی

از گیجی

از دوری از زیبایی ها

و باز هم که آمده ام بی وقتی امانم را بریده است

میرم اما با امید به اینکه باز هم ثانیه باقی باشد تا بیایم و از دل نامه ای به خدا بنویسم.

...

/ 0 نظر / 15 بازدید