فهم.

 

باز سکوت

 

باز تنهایی

 

باز پیچش صدای باد در لابه لای برگها

 

یا پیچش صدای برگ ها در هیاهوی باد

 

نمی دانم

 

شناسایی فلسفه ی برگ و باد برایم مقدور نیست

 

سنگین است مطلب

 

به اندازه خواب یک کبوتر بر شاخه کاج

 

وقتی که درک نکردیم پیچش باد را

 

چطور میخواهیم به مفهوم میدان پی ببریم؟

 

وقتی که انس نگرفتیم با رویش برگ

 

چطور می توانیم مفهوم موج را درک کنیم

 

زیبایی در کنار ما در جریان است

 

و ما در خواب خطوط فرو رفته ایم

 

فیزیک بی شعوریش را به انسان ثابت کرده است

 

کنار یک گل سرخ بنشینیم

 

و نگوییم که گل صوت را درک نمی کند

 

گل سرخ مفهوم عشق را می فهمد

 

گل سرخ خیسی اشک صبحگاهی را درک کرده است

 

حقیقتا چشم شقایق نگران است

 

زیرا که عمرش بسیار کوتاه است

 

سهراب بی خود نمی گوید

 

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ

 

کار ما این است

 

که میان گل نیلوفر و قرن

 

پی آواز حقیقت برویم

 

... .

 

/ 2 نظر / 13 بازدید
م.

بسم الله الرحمن الرحیم دلتنگم خدا دلتنگم زیر پوشش زمین خوابم نمی برد دیوارها روحم را فشار می دهند برای رسیدن به تو نگاهم مدام به در و دیوار می خورد مثل پروانه درون شیشه ای که تاریکی به آن حجوم می آورد نگاهم میشکند ................ خورد می شود بغضم در حجم سر پر و خالی می شود و زمان در حجم بغض می میرد سایه ها نگاهم را سیاه می کنند و ذهنم رنگ ها را تزویر بودن هنوز نفهمیده ام جای پاهای من چرا این جا باید نقش ببندد اشک پرده ی چشمهام را میدرد آسمان دارد زمینی می شود یعنی آرزوها مثل ابرها بی هوده اند ؟ در حجم بغض یک نگاه می خوابند در حجم شکستن یک سکوت می میرند سقف آسمان کوتاه تر می شود زمین محفظ مردن ماست نه ؟

م.

دوباره نمی خواهم پاییزی باشم اما ... رویا هایم نقش پاییزند تو همیشه هستی خدا هستی این بودن های من است که روحم را به تلاطم می کشد صدای خشک خش خش برگ ها را میشنوم می دانم که می گویند هر قدر خاکی و ناتوان باز باید تورا خواند : یاربِّ یاربِّ یارب صدای قارقار کلاغ ها را میشنوم می دانم که می گویند هر قدر تاریک باز نباید فراموش کرد : ... یا وجیهاً عندالله اشفع لنا عندالله ولی سکوت تو را هنوز نمی توانم بفهمم نمی توانم بخوانم بنویسم یاربِّ یاربِّ یارب ............ اللهم صلی علی محمد ال محمد وعجل فرجهم اللهم صلی علی فاطمة و ابیها و امها و بعلها وبنیها وسرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک