دخترم

 

دخترم بزرگتر شدنت را تبریک می گویم

اما

اگر می دانستم بزرگ شدنت اینقدر دردناک است

هیچوقت دعا نمی کردم بزرگ شوی

اما

پروانه در هنگام خروجش از پیله اگر کمکش کنی

دیگر هیچوقت نمی تواند پرواز کند

من فقط می توانم درد کشیدنت را به نظاره بنشینم

و هم پای تو درد بکشم

روزی خواهد رسید که پروازت را به نظاره می نشینم

آن روز که از غمت پیر شده باشم

...

خیسی اشکت هنوز بر دوشم مانده است

و بغضی که به احترامت در گلویم حبسش کردم

...

آسمان می غرد...

انگار حال من و تو را او هم دارد!

انگار او هم بغضی حبس کرده است!

 

/ 2 نظر / 4 بازدید
یک دختر

آرزو می کن روزای پر از شادی و سلامتی کنار دخترتون داشته باشین :*

دخترت

سلام. می خزند آرام روی دفترم دستهایم فارغ از افسون شعر یاد می آرم که در دستان من روزگاری شعله می زد خون شعر ....