زیباست

خیلی زیباست

حسم رو می گم

حس بی تعلقی

انگار به هیچ جایی تعلق ندارم

از این جا به اونجا

از این اتاق به اون اتاق

از این شهر به اون شهر

کوله بارم همیشه بسته است

دارم یاد می گیرم چطور همیشه برای رفتن آماده باشم

چطور بارم رو تا اونجا که می تونم سبک کنم که راحت تر برم

شاید از نظر خیلی ها دلگیر باشه

اما باید یاد گرفت دل کندن رو

اونم کسی مثل من که سخت دل بسته میشه

و خیلی خیلی سخت تر از اون دل می کنه

 

توی این جابه جایی ها

در مدت این سر در گمی ها

خدا خوب آدمو به جایی که باید هدایت می کنه

دوباره برگشتم روی نقطه شروع

واقعا زیباست

وافعا هیجان انگیزه

وقتی که سال اول اومدم اینجا ساکن همین جا و همین نقطه بودم

حالا هم که دیگه رفتنم نزدیکه به همین جا اومدم و همین نقطه ام

شاید قراره همون جور که وارد شدم خارج بشم

خیلی زیباست

خیلی زیباست

اونقدر که حتی سردردم که وقت و بی وقت دیگه حالیش نیست هم در بهت این رخ داد مات مونده

کاش می تونستم فریاد بزنم

جار بزنم

تمام احساسی که از بدو ورود به اینجا بهم دست داده

با اینکه خودم هنوز فلسفه این رخ داد عجیب و قابل تامل رو نمی فهمم

اما دلم می خواد با تمام وجود اونو برای همه توضیح بدم(!)

کاش جای من بودید

کاش حس عجیب و در عین حال زیبای منو داشتید

 

بهم ثابت شد

به ایمانم افزوده شد

که دنیا رو یکی داره می چرخونه

و فقط یکی

همون یکی که من از درکش عاجزم

و همین طور از درک کاراش

 

خدایا!

سلام بر تو... .

/ 0 نظر / 15 بازدید