می خواهم بنویسم

می خواهم بنویسم

بی آنکه درگیر لغات شوم

بی آنکه درگیر غیر شوم

بی آنکه اسیر اشتباه شوم

می خواهم بنویسم

حقیقتا از تو

حقیقتا از حقیقت

حقیقتا از بندگی

می خواهم بنویسم

تا تدایی شوم

تا تدایی شوی

تا تدایی شود هر آنچه ادعای ایمان به آن را دارم.

می خوام بنویسم

برای همه چی

برای شروع

برای تو

می خوام بنویسم

از همه چی

از شروعی دوباره

از تو

می خواهم بنویسم

تا تخلیه شود هر آنچه آزارم می دهد

تا تخلیه شوم از ناله ها و شکایت ها

تا تخلیه شوم از دوری از تو

می خواهم بنویسم

می خواهم اقرار کنم

...(سانسور شد)

نه اقرار نمی کنم

من مقاوم

و با پشتیبانی تو دیگر هیچ وقت به این مسئله اقرار نمی کنم

هر کس تو را داشته باشد به این مسئله اقرار نمی کند

محکم می ایستم

در مقابل تمام حوادث با توکل بر خدا

مستحکم می مانم

و هرگز حتی یک قدم عقب نمی کشم

و هرگز راه را برای دشمن باز نمی کنم.

و با توکل بر خدا

تا آخرین لحظه عمر خواهم ایستاد

و تا آخرین نفس خواهم جنگید

و تا آخرین قطره خون از تو دست نخواهم کشید

ان شا الله

خدایا!

چنان کن سر انجام کار

تو خوشنود باشی و

ما رستگار

/ 4 نظر / 4 بازدید
م.

بسم الله الرحمن الرحیم عازم یک سفــــــــــــــرم سفری دور به جایی نزدیـــــــــــــک سفری از خود من به خــــــــــــــــــــــــــــودم مدتی است نگاهم به تماشای خداســـــــــــــــــــــت و امیـــــــــــــــــدم به خداوندی اوســــــــــــــــــــــــــــت… اون نوشته من باب معامله با خدا بود البته با اعترافات قبلش به خداکه گفتم من چقدر کمم ؟ بعد شاید خدا گفت خودت را فقط برای من بپردازی همه ی خودم را می دهم . اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها وسرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

fateme

خیــــــــــــــــــــــلی لایک عزیزم [گل]

سوشیانس

خاک و آتش را در هم بنه خون می شود. می جوشد. بجوش تا آخرین قطره. تا آخرین دم. تا آخرین نفس. فقط خودت باش. فقط نو باش.

هیچ بن

دل تنگ مناجات شهید وزوایی تو ارتفاعات بازی دراز بودم که وارد وبلاگ شما شدم . نمی دونم شنیدید یا نه شهید وزوایی مسیری که چند بار برای شناسایی خودشون رفته بودند رو شب عملیات گم می کنند با یه دو جین رزمنده که برده بودن می مونند چه کنند.. شروع می کنند با خد اصحبت کردن که الهی تو همون خدایی که موسی رو از دل دریا رد کردی همون خدایی که آتش رو بر ابراهیم گلستان کردی اگر گم شدیم چون من بنده خوبی برات نبودم و ...