سفر

فکر کنم فهمیدم فلسفه این همه اصرارو

 

جالبه ها!

 

تو باید معشوق باشیو عاشق کشی راه بندازی

 

اما من ناز می کنم

 

ای بابا!

 

آخه منه رو سیاه

 

منه در بداغون

 

به چه دردی میخورم که اینقدر نارمو می خری

 

اگه گفتم نمیام

 

به خاطر این بود که دیگه نمی تونستم سرمو بالا بیارم

 

به خاطر این بود که اساسی سر افکنده بودم

 

کاش مثل حر میومدم سمتت

 

شما عجیبید

 

عجیب!

 

عجیب سفری بود!

 

خدا کنه که اثرش روم بمونه!

 

چون محتاج این تاثیرم

 

برای مقاوم شدن در مقابل سختیا

 

من باید مرد باشم

 

محکم!

 

یاریم کنید

 

مثل همیشه

 

 

 

خدا یا!

 

ما رو آنی و کمتر از آنی به خودمون وا نگذار!

 

آمین!

 

/ 0 نظر / 14 بازدید