رفتن

بار خود را بستم، رفتم از شهر خیالات سبک بیرون

دلم از غربت سنجاقک پر، من به مهمانی دنیا رفتم.

... سانسور شد.

/ 5 نظر / 16 بازدید
م.

بسم الله الرحمن الرحیم سلام ... هردو وب به روز هستن همین بی تابم کن که من که حصار های درب دلم را کشیده ام گرچه از پنجره ی بسته ی دلم هم به دنیا چشم چرانی می کنم ولی بی تاب تو که شوم پنجره های دلم را خواهم گشود درب هارا خواهم شکست و پا برهنه و بی تاب مثل مجنون های در لا به لای این باد های عاشق تا خودت می آیم بی آنکه نگاهم جز تو را دیده باشد . پس بی تابم کن که تاب نیاورم بودنم جایی دور از آغوش تو باشد اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها وسرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک

نیایش

[لبخند]

fateme

[افسوس][افسوس][افسوس][گل][گل][گل]