دل نامه
هشدار: ورود هرگونه غم و شادی و حب و بغض بدون اذن پروردگار ممنوع! 

در آغوشم بود

چنان به خیابان زل زده بود که گویی سالهاست خیابان ندیده

و جدا سالهاست که خیابان ندیده است

به اندازه عمر خیابانها!

چنان به چراغ ماشین ها خیره شده بود

چنان به مردم نگاه می کرد

که انگار مقصد همه را می داند

که انگار از جهل عامدانه مردم تعجب کرده است

دلم برای چشمانش تنگ شده است.

بعد از یک دل سیر تماشا

در آغوشم خواباندمش

چشمانش همچنان به چراغهای وسط بلوار بود

اما آرام آرام

فارغ از نگرانی های دنیا

خوابید

آنقدر خوابیدنش در آغوشم آرامش بخش بود

که آروزی یک بار دیگر به آغوش کشیدش

هر روز بیش از دیر در وجودم موج می زند

او از یک آرامش نایتناهی تغذیه می شد

آرامشی که به او می گفت

صالح! بخواب

خودم برایت شیر تهیه می کنم

خودم مهرت را به دل پدر و مادرت می اندازم

خودم تامین مالی ات می کنم

صالح! تو فقط برای من بمان

همین کافی ست

غصه هیچ چیز را نخور

و صالح با ایمانی که داشت خوابید

ایمان را در همان چشمان باز و گرد به وضوح می شد دید

دلم برای چشمانش تنگ شده است.

خدایا!

ایمان و آرامشی چون صالح به ما عطا کن

تا فقط تو و فراق از تو درد زندگیمان باشد.

[ ۱۳٩۱/٤/٢۸ ] [ ٥:٥٩ ‎ق.ظ ] [ محمدرضایی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

خدایا ؛ ببخش مرا که در کار خیرم یا جازده ام یا جار زده ام... (شهید محمد ابراهیم همت)
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

href="http://www.dl.avazak.ir/Music/?item=393">دریافت همین آهنگ