دل نامه
هشدار: ورود هرگونه غم و شادی و حب و بغض بدون اذن پروردگار ممنوع! 

 

میلاد

مولود

واژگانی که از ورود انسانی دیگر به وادی ترسناک دنیا خبر می دهد

مادر

پدر

واژگانی که مفهوم عشق را بر دوش می کشند

مصداقان عاشق در زمین

ببین چطور بر طفل حقیر و ناتوان ترحم می کنند

نه!

حرفم را پس می گیرم

هرگز ترحم نمی کنند

ببین چگونه به وی عشق می ورزند

طفلی حقیر، مسکین، مستکین و ...

تو را یاد چه می اندازد؟!

بگذریم...

* * *

وقتی تعریف عشق را عوض می کنیم

وقتی میان عشق و علاقه هایی از جنسهای دیگر تفکیک قائل نیستیم

وقتی که سلامت کالبد را به نقد انحطاط روح می فروشیم

وقتی که فنای انسانیت را مدرنیته نامیده و به آن غره می شویم

وقتی حواسمان به آن چیزی ست که نباید و غافلیم از آن چه که باید

حتی خودمان هم به انسان بودنمان شک می کنیم.

...

* * *

راستش را بخواهی دلم گرفت وقتی مادری را دیدم

مادری که بخاطر خراب نشدن ارگونومی بدنش کودکش را در کالسکه حمل می کرد

مادری که طفلش را از لذت بی انتهای به آغوش کشیده شدن محروم می کرد

مادری که تمام محبتش را در شیشه شیرخشک به کودکش می خوراند

مادری که نمی فهمید علت گریه کودک را

مادری که بی رحمانه نوزاد را در دنیای عجیب رها کرده بود

نمی فهمد

او اصلا نمی فهمد

این انسان کوچک تازه از دنیایی تاریک و تنگ

که برای تکان خوردن باید هرچه توان دارد را جمع کند

و بزور دستش را یا پایش را کمی جا به جا کند

به دنیا ما آمده... .

این کودک در این دنیا وقتی دستش را تکان می دهد

از جا می پرد

می ترسد

گریه می کند

و مادر تنها چیزی که بلد است

لبخند بی مفهومی است که از سر نادانی می زند

نوزاد آغوش می خواهد

و باز هم مادر نمی فهمد

نوزاد در آن دنیا به صدای تپش قلب مادر آرام می گرفته

و الان نیز برای آرامش به آن صدا محتاج است

و باز بی رحمانه از صدای زندگی محرومش می کند.

و باز

و باز

و باز

...

* * *

و دنیایی دیگر در راه است

دنیایی که در آن دستان روح آزاد خواهد شد

و بی هیچ سختی می توان پرواز کرد

دنیایی که چون نمی شناسیمش از آن فراری هستیم

اما چون دو دنیای نوزاد

دو دنیای بعدی ما نیز قابل قیاس نخواهد بود

نشان به آن نشان که کسی مثل علی(ع) می گوید:

من به مرگ مشتاقتر از نوزاد به سینه مادر هستم.

در اینجا فقط نحوه ورود را باید تعیین کرد

و باز همان حرفهای تکراری

اما

همین خوب است که تو مرا از آغوشت محروم نکردی

اگر تقصیری باشد بر دوش دل من است

که به دیگری سپردمش

آغوشت

آغوشت

و آغوشت

بی نهایت به گرمای وجودت محتاجم

و تو مرا محروم نمی کنی

قلب مرا بی تاب تپیدن برای خودت کن

ای مهربانتر از مادر

و سختگیرتر از پدر...

ببخشید طولانی شد... .

[ ۱۳٩۱/۳/۱٥ ] [ ٢:٤۱ ‎ب.ظ ] [ محمدرضایی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

خدایا ؛ ببخش مرا که در کار خیرم یا جازده ام یا جار زده ام... (شهید محمد ابراهیم همت)
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

href="http://www.dl.avazak.ir/Music/?item=393">دریافت همین آهنگ