دل نامه
هشدار: ورود هرگونه غم و شادی و حب و بغض بدون اذن پروردگار ممنوع! 

مانند مرغی در قفس برابرم بال بال می زند

می خواهم در آغوشم بگیرمش

می خواهم نوازشش کنم

اما از من فرار می کند

مرا دوست ندارد

و حق هم دارد

من حالش را نمی فهمم

تنها کاری که می توانم بکنم

تنهایی برای از دست دادنش گریه کنم

و برای بال و پر زخمی اش دعا کنم

و پروازش را از خدا بخواهم

اما من کجا و دعا کردن برای او کجا

صدای من از من بالاتر نمی رود

اما او در آسمان، نیایش می کند

من کجا و او کجا

کاش دست مرا هم می گرفت

کاش پریدن را به من هم می آموخت

با اینکه می دانم پریدن را خودم باید بیاموزم

یا نه پریدن درسی ست که فقط یک استاد دارد

و اگر بچه خوبی نباشی

اون استاد به تو درس نخواهد داد

امتحانش را ...

تو بهتر از من نحوه های مختلف امتحانش را می شناسی

-        مسموم شدن

-        بین در و دیوار ماندن

-        پاره شدن فرق سر

-        تکه تکه شدن جگر

-        سر دادن

-        خون دادن

-        ...

از همه زیبا تر اربا اربا شدن است.

اگر استاد روزی مرا به مکتب راه دهد

برای امتحان از او تمنا بهترینش را دارم.

دنیایم را خودم ساخته ام

و حلقه را خودم تنگتر کرده ام

باید حلقه را پاره کنم

باید بچه خوبی شوم

و باید در کلاس آموزش پرواز ثبت نام کنم

دیر است ...

باید عجله کرد...

چیزی به صبح نمانده

باید عملیات را آغاز کرد...

زهره! چرا خوابی؟!

چشمانت را بشور!

با آب زمزم.

دلت را پاک کن!

با ابر آسمان.

عجله کن!

عجله کن!

هنوز خون بر زمین است... .

و خون خواه در راه... .

[ ۱۳٩۱/۳/۱٠ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ] [ محمدرضایی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

خدایا ؛ ببخش مرا که در کار خیرم یا جازده ام یا جار زده ام... (شهید محمد ابراهیم همت)
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

href="http://www.dl.avazak.ir/Music/?item=393">دریافت همین آهنگ