دل نامه
هشدار: ورود هرگونه غم و شادی و حب و بغض بدون اذن پروردگار ممنوع! 

دیشب صدای گریه ات را در لا به لای جمعیت شنیدم.

صدایت چنان سوز دل داشت که جگرم را آتش می زد.

تا صدای گریه ات را در لابه لای جمعیت گم می کردم آرام می شدم

اما همین که صدایت می آمد می خواستم فریاد بزنم.

تو هنوز هم داری گریه می کنی

تو سالهاست که گریه می کنی

تو به اندازه غم مادرت گریه می کنی

گریه تو از ضعف نیست

گریه تو از غربت و از غصه است

غربتی که ما موجبش بودیم و غصه ای که ما عاملش بودیم

تو برای همانی گریه میکنی که مادرت گریه می کرد

مادرت برای چاه گریه میکرد

مادرت برای بیابان گریه می کرد

مادرت برای غربت گریه می کرد

مادرت برای ولی بی یاور گریه می کرد

چاه هم گنجایش دردهای علی(ع) را نداشت

بیابان طاقت اشکهای نیمه شب علی(ع) را نداشت

غربت در مقابل علی(ع) احساس شرم می کرد

هیچ ولی بی یاور تر از علی(ع) نبود

علی(ع) همه را روسفید کرده بود

علی(ع)!

آه که وقتی می گویم علی(ع) دیگر حرفی باقی نمی ماند

انگار علی(ع) تمام عالم است

می خواستم از ذره ذره هایی که مادرات برای تک تک آنها گریه کرد بنویسم

اما همین که قلم نوشت علی(ع) همه ذره ذره ها چنان خضوع کردند که من ماندم و نوشتن برای علی(ع)

من کیم که برای علی(ع) بنویسم

من کیم که غم و غربت علی(ع) را درک کنم.

من در نشانه غربت تو که خودم هستم وامانده ام.

حال از غم علی(ع) که جزئی از آن غم هجر تو است بنویسم؟!

قلمم کوتاه

دست ناتوان

و فکر قاصر است

علی(ع) می گوید«اگر جاهل ساکت می ماند حق خودش نمایان می شد.»

دیگر سکوت می کنم...

[ ۱۳٩۱/۱/٢٧ ] [ ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ] [ محمدرضایی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

خدایا ؛ ببخش مرا که در کار خیرم یا جازده ام یا جار زده ام... (شهید محمد ابراهیم همت)
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

href="http://www.dl.avazak.ir/Music/?item=393">دریافت همین آهنگ