دل نامه
هشدار: ورود هرگونه غم و شادی و حب و بغض بدون اذن پروردگار ممنوع! 

 

چقدر خواب آلوده ام.

خواب،

بیداری،

مشکل آنجاست که ندانی خوابی یا بیداری.

چشمانم می سوزد؛

اما از خوابیدن اکراه دارم!

بیدارم،

اما از بیدار بودن می ترسم!

آری!

از بیدار بودن می ترسم.

وقتی بیدار باشی همه می گویند او بیدار است.

هیچ کس به هشیاری تو توجه ندارد.

هیچ کس نمی گوید شاید هشیار نباشد.

و همین بیدار بودن های بدون هشیاری ست که بند را به آب می دهد.

و عاقبت را شمری می کند.

آری عمر سعد هم بیدار بود.

تا لحظات آخر می گفت می ترسم آخر شمر مرا وادار به قتل حسین کند.

ولی او هشیار نبود.

او مست ملک ری بود.

ملک ری ما چیست؟

چه چیزی ما را از امامان غافل می کند؟
چند شب است که ننوشته ام،

الان هم دارم چرت و پرت می گم... .

ما که عمر سعد نیستیم!

بابا ما هر روز زیارت عاشورا و دعای عهدمون فراموش نمی شه!

مگه ممکنه به یه ملک ری اماممون و بفروشیم؟!

شما ببخشید...

شب بخیر

6/1/91ساعت 12:57

[ ۱۳٩۱/۱/۱۸ ] [ ٧:۱٤ ‎ق.ظ ] [ محمدرضایی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

خدایا ؛ ببخش مرا که در کار خیرم یا جازده ام یا جار زده ام... (شهید محمد ابراهیم همت)
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

href="http://www.dl.avazak.ir/Music/?item=393">دریافت همین آهنگ