دل نامه
هشدار: ورود هرگونه غم و شادی و حب و بغض بدون اذن پروردگار ممنوع! 

 

عادت کرده ایم به شما...

همانطور که عادت کرده ایم به آمد و شد فصلها

همانطور که عادت کرده ایم به روییدن لاله ها

همانطور که عادت کرده ایم به باز شدن غنچه ها

همانطور که عادت کرده ایم به دعای ندبه جمعه ها

همانطور که عادت کرده ایم به بودن عکس شما بر اتوبوسها

همانطور که عادت کرده ایم به برهنه شدن پاها

همانطور که عادت کرده ایم به دویدن بر رملها

همانطور که عادت کرده ایم به داغ شدن سرها

همانطور که عادت کرده ایم به گرما زده شدن بچه ها

همانطور که عادت کرده ایم به شلمچه و یادها

همانطور که عادت کرده ایم به طلائیه و نامه ها

همانطور که عادت کرده ایم به حرفهای راوی ها

همانطور که عادت کرده ایم به سر دادن گریه ها

همانطور که عادت کرده ایم به خواندن نمازها

همانطور که عادت کرده ایم به فراموشی سپردن آرمانها

آری! فراموش کرده ایم چه بود آرمانتان

فراموش کرده ایم چه بود در نگاهتان

فراموش کرده ایم چه می گذشت در ذهنتان

فراموش کرده ایم چه بود در امتداد انگشت اشاره تان

فراموش کرده ایم چه بود در کلامتان

فراموش کرده ایم چه بود علت گریه هایتان

فراموش کرده ایم چه بود علت بیداری هایتان

فراموش کرده ایم چه بود خواسته دعاهایتان

فراموش کرده ایم چه بود علت سوز آه هایتان

فراموش کرده ایم چه بود هدف کارهایتان

فراموش کرده ایم نام که بود ورد زبانهایتان

فراموش کرده ایم عشق که موج میزد در قلبتان

فراموش کرده ایم چه بود غذایتان

فراموش کرده ایم چه بود جای خوابتان

فراموش کرده ایم چه بود فرش زیر پایتان

فراموش کرده ایم چرا نصب شد عکس بر دیوارهایمان

فراموش کرده ایم چرا گریه بود همراهمان

فراموش کرده ایم چرا برهنه کردیم پاهایمان

فراموش کرده ایم چرا خاکی شد لباسهایمان

فراموش کرده ایم چرا قلم شد سلاحمان

فراموش کرده ایم چرا صندلی شد خاکریزمان

فراموش کرده ایم چرا هم دانشگاهی شد هم رزممان

فراموش کرده ایم چرا استاد شد فرمانده مان

فراموش کرده ایم چرا ...

آری!

فراموش کرده ایم، که گره افتاد به کارهایمان

فراموش کرده ایم، که فاصله افتاد بین نسلهایمان

فراموش کرده ایم، که گرفته است دلهایمان

فراموش کرده ایم، که چادر رفت از سر دخترهایمان

فراموش کرده ایم، که مدرک شد آرمانمان

فراموش کرده ایم، که از هم گسست خانواده هایمان

فراموش کرده ایم، که اپلای شد هدفمان

فراموش کرده ایم، که دشمن شد فرمانده مان

فراموش کرده ایم، که تسخیر شد دانشگاه مان

فراموش کرده ایم، که پول شد هدفمان

فراموش کرده ایم، که خط خورده نامهایمان

فراموش کرده ایم، که سیاه شد نامه اعمالمان

فراموش کرده ایم، که بی اشک و آه شد شبهایمان

فراموش کرده ایم، که بی اخلاص شد کارهایمان

فراموش کرده ایم، که تنها شد مولایمان

فراموش کرده ایم، که ناقص خطاب شد کاملمان

فراموش کرده ایم، که تاخیر افتاد به پایان هجرانمان

فراموش کرده ایم، که نیافتاد پرده غیبت از دیدگانمان

فراموش کرده ایم، که خون شد دل اماممان

... .

 

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٥ ] [ ۱:۳٧ ‎ب.ظ ] [ محمدرضایی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

خدایا ؛ ببخش مرا که در کار خیرم یا جازده ام یا جار زده ام... (شهید محمد ابراهیم همت)
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

href="http://www.dl.avazak.ir/Music/?item=393">دریافت همین آهنگ