دل نامه
هشدار: ورود هرگونه غم و شادی و حب و بغض بدون اذن پروردگار ممنوع! 

دیگر عادت کرده ام به جفا!

 

به بی وفایی.

 

دیگر عدت کرده ام به توهین!

 

به تخریب شخصیتی.

 

دیگر عادت کرده ام به نگاه های پست و کثیف!

 

به بی ارزش قلمداد شدن انسانیتم.

 

... .

 

انسانیتم؟!

 

هر چه می گردم پیدایش نمی کنم،

 

از بس به چشم حیوان نگریسته شده ام.

 

... .

 

در لابه لای خار و خس زمین،

 

زیر خرواری از تیر و ترکش که روحم را تکه پاره کرده است،

 

آلوده به خون و ذره های گوشت و پوست روحم،

 

خرده های انسانیتم را پیدا کردم.

 

... .

 

چه تلخ می گذرد این روزگار،

 

چه تلخ!

 

نظاره گر بودن تکه تکه شدن روح و انسانیت،

 

از لحظه های اول ورود به صحنه نبرد برایم سنگین بود.

 

چه تلخ می گذرد این روزگار،

 

چه تلخ!

 

گره ابروانم باز نمی شود.

 

بی آنکه بخواهم گره می خورند،

 

زمانی که می اندیشم به صحنه ی خرد شدن انسانیتم.

 

... .

 

من انسان هستم.

 

ارزش انسان...؟!!!

 

آیا ارزش انسان...؟!!!

 

و سوالم در گلویم حبس می شود،

 

زیرا که سخت دور از انسانیت است.

 

حیوانها نیز اینگونه جفا نمی کنند.

 

حیوانها از انسان بدون انسانیت مرد تر اند.

 

مردانگی زیر خاک لغت مدفون شده است.

 

... .

 

چه تلخ می گذرد این روزگار،

 

چه تلخ است شنیدن صدای مردی که فریاد هل من ناصر ینصرنی اش

 

طول تاریخ را لرزانده است.

 

در حالی که هنوز انسانها از خواب حیوان(و ای کاش حیوانی) خود بیدار نشده اند.

 

چه تلخ می گذرد این روزگار،

 

تلخ!

 

به تلخی زهر می ماند.

 

... .

 

خدایا! انسانیتم کو؟!

 

می خواهم بال پرواز به سوی تو را باز یابم.

 

خدایا! انسانیت خرد شده ام را چگونه ترمیم کنم؟!

 

دلم از کسی نشکسته است.

 

دلم خرد شده است،

 

خرد!

 

[ ۱۳٩٢/۳/۱٩ ] [ ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ محمدرضایی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

خدایا ؛ ببخش مرا که در کار خیرم یا جازده ام یا جار زده ام... (شهید محمد ابراهیم همت)
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

href="http://www.dl.avazak.ir/Music/?item=393">دریافت همین آهنگ